
** مردم کرمان همواره در امور عامالمنفعه پیشتاز بودهاند و نمونههای بسیاری از این موارد در گوشه گوشه این شهر کهن به چشم میخورد که خانه شهر و جنگل قائم از این نمونه است، دکترمظفربقایی کرمانی نیز از همین مردم است، آزاداندیشی که وقتی رئیس اداره فرهنگ کرمان بوده و با باد و طوفان و گردوخاکهای موسمی روبرو میشود باتجربهای که از سفر به فرنگ داشته تلاشش را برای ایجاد جنگل در اطراف کرمان به کارمیبندد؛ بقایی میگوید «گاهی براثر گردوخاک در هنگام ظهر چنان هوا تاریک میشد که مجبور بودیم چراغها را روشن کنیم، سالها قبل در سفری که به شهرسابل دولون در سواحل اقیانوس اطلس داشتم با جنگلی مصنوعی به طول ۶ و عرض ۴ کیلومتر روبرو شدم که مسیر بادهای تند و شن آلود اقیانوس ساختهشده و شهر را محافظت میکرد، پیشنهادی را به وزارت فرهنگ ارسال داشتم اما نتیجهای حاصل نشد» بقایی بعدها و در طول سه دورهای که نماینده مردم کرمان در مجلس شورای ملی بود سه بار با وزرای کشاورزی تقاضای خود را مطرح میکند که آخرین بار مهندس وخشوری مأموریت مییابد که به کرمان آمده و موضوع را بررسی نماید. ازآنجاکه بادها از سمت باغین و جوپار و ماهان (بر اساس موسم مختلف) به سمت کرمان میوزیدند تصمیم گرفته میشود که در بخشهایی جنگلکاری انجام شود لیکن مرگ نابهنگام وخشوری پروژه را به بایگانی میبرد (۱۳۳۱ ه ش)
** دکتر بقایی هماکنون به چهرهای ملی مبدل گشته است، در دانشگاه تدریس میکند، حزب دارد و اتفاقاً حزبش یکی از دو حزب پرطرفدار کشور است. وی که بهرسم همهساله در تعطیلات دانشگاه به زادگاه خود مراجعت میکند، در سال ۱۳۴۱ وقتی از فرودگاه که در ۵ کیلومتری شهر به سمت کرمان میآمده با تپههای شنی روبرو میشود که دور آنها را سیمخاردار کشیدهاند و روی آن میلهای نصب نموده اندکه بر روی تختهای نوشته (جنگل مصنوعی)، درحالیکه هیچ درخت و یا بته و حتی خار مغیلانی هم بر روی تپهها کاشته نشده بود. بقایی میگوید «کل تپههای دور شهر و تپهها بین ماهان و کرمان به همین طریق سیمکشی شده بود، پرسوجو کردم گفتند از ابتکارات اداره جنگلکاری است، در شهر هم همهجا با شعارهایی در مورد جنگل بر درودیوار روبرو شدم، درحالیکه خبری از جنگل نبود» بقایی متأثر میشود و میاندیشد اگر بجای اینهمه سیمخاردار و شعار نهالی کاشته شده بود کودکان کرمانی حسرت داشتن جنگل را نمیخوردند. بقایی که حالا چهرهای شناختهشده هست و سالها میتینگهای حزبیاش در میدان مشتاقیه کرمان با استقبال خیل عظیمی از مردم و بازاریان و کسبه شهر روبرو میشود تصمیم میگیرد که این بار خودش وارد گود شده و باهمت مردم اطراف کرمان را جنگلکاری کند. بقایی در میتینگی که در ۱۴ مرداد ۱۳۴۱ در میدان مشتاق برگزار میکند، خواستهاش را با مردم در میان میگذارد، از تجربیاتش میگوید و از پیگیریهایش و از اینکه هیچکدام از مسئولین وقت برای شنهای روان فکری نکردهاند و... بهزودی تعداد بسیاری از مردم کرمان ندای وی را لبیک میگویند از میان مردم حدود ۶۰ نفر از معتمدین و بزرگان و سرمایهداران شهر انتخاب میشوند و بدین ترتیب با انتخاب هیأت امنای جنگل، اولین پایههای احداث جنگل قائم استوار میشود
** بقایی آدم باهوش و آگاهی است، میداند بازیهای سیاست هر بار به سمتی و به نفع جریانی خاص میچرخد و ممکن است سابقه سیاسی او بعدها به جنگل لطمه وارد کند بنابراین در هیچ کجا نامی از خودش مکتوب نمیدارد نه در هیأت مؤسس نه در هیأت امنا و نه در هیأت های اجرایی و... هیأت امنا تشکیل میشود بقایی پیشنهاد میدهد که در ۲۰ کیلومتری کرمان و در نزدیکی باغین چاهی حفر و جنگلکاری شروع شود اما هیأت امنا دامنه کوههای صاحبالزمان را برای اجرای فاز اول جنگل برمیگزیند زمینهای اطراف مسجد به مساحت ۱۴۰ هکتار سنگلاخ بیآبوعلف است و متعلق به اداره کشاورزی، با پیگیری بقایی زمینها با وساطت استاندار به شهرداری واگذار میگردد و شهردار وقت هم زمینها را به هیأت امنا جنگل واگذار مینماید. تصمیم گرفته میشود اولین چاه در شمال شرقی زمینها احداث شود، مرحوم ابوالقاسم خان ابراهیمی (سرکار آقا) دستگاه حفاریاش را رایگان در اختیار هیأت امنا قرار میدهد، مرحوم ارجمند کرمانی (سلطان قالی) ۱۴ هزارتویمان بابت لولهها و ادوات چاه اهدا میکند، پمپ آبی خراب که اسقاطی بوده توسط مرحوم شیخ شعاعی بهرایگان تعمیر میشود و آب در سنگلاخها جاری میشود و زمینها توسط مردم تسطیح میگردد و در ۱۵ اسفندماه روز درختکاری اولین نهالها غرس میشود. میگویند اکثر مردم در کاشت این درختها مشارکت داشتند یکی پول میداده بکی بیل میزده و یکی هم نهالی برای کاشت میآورده. مرحوم حبیبالله زرگر (محمدی) در بخش دیگر زمینها و در نزدیکی مسجد صاحبالزمان چاه دیگری حفر میکند، مرحوم حاج غلامحسین فروزی مسجدی زیبا و باشکوه درگوشهای از جنگل احداث میکند و بدین ترتیب جنگلکاری ادامه مییابد.
** علیرغم سنگاندازیهای ساواک و برخی مسئولین وقت در طی ۱۷ سال صدوبیست هکتار زمین سنگلاخ با بیش از نیم میلیون درخت آباد شده و بزرگترین جنگل مصنوعی جهان را در زمان خود به دنیا معرفی میشود و هیأت امنا، نام جنگل قائم را به برکت نام امام دوازدهم شیعیان برای جنگل برمیگزیند. در اساسنامه جنگل که در ۴۰ ماده و ۳ تبصره به ثبت رسیده است عنوانشده که «پس از اتمام کار در این منطقه، جنگل با کلیه تأسیسات به شهرداری واگذار و موسسه منطقه دیگری را برای ادامه خدمت در نظر خواهد گرفت» و در مادهای دیگر آمده که «موسسه کمیته جنگل قائم به هیچیک از احزاب سیاسی بستگی نداشته و کانون فعالیتهایی از این قبیل نخواهد بود» سالها بعد یعنی در سال ۱۳۴۹ اداره سرجنگلداری کرمان بخشهای دیگر شهر ازجمله بیابانهای منتهی به باغین و جوپار و ... را درختکاری و با ایجاد تاغ زار از پیشروی شنهای روان به سمت شهر جلوگیری نمود.
** و اما نکتهای مهم در مورد دستگیری دکتر بقایی و هیأت امنا جنگل؛ از ۱۴ مرداد سال ۱۳۴۲ یعنی نخستین سالگرد تأسیس جنگل هیأت امنا تصمیم میگیرد تا با برگزاری میهمانی و ضیافت ناهار و دعوت از دولتمردان و هنرمندان و اصحاب جراید و بزرگان شهر کرمان از آنها برای احداث جنگل کمک بگیرد. اولین محل چشمه (آب انجیرو) در زیر طاق علی برای این مهمانی در نظر گرفته میشود و از میهمانان با چایی و خوراک کشک و بادمجان پذیرایی میگردد. این رسم همهساله ادامه مییابد تا سال ۱۳۵۸ که ۱۴ مرداد با ماه مبارک رمضان تقارن پیدا میکند و به همین دلیل درساهای ۵۸ و ۵۹ این ضیافت به آخرین جمعه ماه شعبان انتقال مییابد. در سال ۱۳۵۹ آخرین جمعه ماه شعبان مصادف با ۲۰ تیرماه بوده دعوت نامهها به مردم ارسالشده و حدود هزار نفر در این ضیافت دعوت هستند، اما بنیصدر و اتاق فکر او که با دکتر بقایی دشمنی داشتند بااطلاع از این موضوع، گردهمایی مردم در جنگل را کودتا گزارش میدهند و دکتر مظفر بقایی که سال ۵۸ از دبیر کلی حزب زحمتکشان کنارهگیری نموده به همراه ۸۱ نفر از مشاهیر کرمان دستگیر میشوند، استاد حمید مظهری (اشک کرمانی) که خود جزو دستگیرشدگان آن روز بوده اینگونه تعریف نموده بود که: «جمعی از پاسداران ریختند به محل گردهمایی ناهار کشک و بادمجان، حدود ۵۰۰ نفر جمعیت آمده بود که ورودیهای جنگل را بستند و بعد دکتر بقایی را به همراه ۸۱ نفر دیگر دستگیر کردند» مظهری میگفت «اوضاع آنقدر خراب بود که همه اشهد خود را خوانده بودیم، برخی بازپرسها هم تهدید به مرگ و اعداممان میکردند و هرچه میگفتیم که ما برای خوردن کشک و بادمجان به جنگل رفته بودیم قبول نمیکردند» جنگل مصادره میشود و برخی اموال آن نیز از بین میرود، درنهایت با پیگیری تنی چند از معتمدین کرمان و نامه دکتر بقایی به حضرت امام خمینی، متهمان به قید وثیقه آزاد میشوند، با پیگیری حجتالاسلام فهیم توطئه بنیصدر عیان میشود و سپس حکم دادسرای انقلاب کرمان به ریاست حجتالاسلام فلاح مبنی بر تبرئه دکتر مظفر بقایی و ۸۱ نفر دیگر از دستگیرشدگان صادر گردیده و جنگل به هیأت امنا و سپس شهرداری برگردانده میشود.
** اینکه دکتر بقایی که بوده و در طول دوران زندگی سیاسی خود چه خدمتها و یا خیانتهایی نموده است نه در حوصله خوانندگان این یادداشت است و نه در این مجال کوتاه قابلبررسی هست که برای این مهم باید ۶۰ سال سیاست ورزی وی را موردمطالعه و کنکاش قرارداد؛ اما جنگل قائم هرگز از دل سیاسیکاریهای این بزرگمرد عرصه سیاست کرمان و ایران بیرون نیامده و هرگز پوششی بر فعالیتهای وی نبوده است و طبق اسناد و مدارک موجود و صحبت با بازماندگان هیأت امنا جنگل و یا فرزندان آنها احداث جنگل قائم موضوعی کاملاً مردمی و اجتماعی بوده که به همت دکتر بقایی و برای نجات کرمان از شنهای روان آغازشده و در ادامه با حضور شخصیتهای بزرگی چون محمد ارجمند کرمانی، احمد مهرابی زاده، زندهیاد هرندی، علی میرزایی، ابوالقاسم خان ابراهیمی، هنرمند، مقیمی، فروزی، حبیبالله محمدی، محمد محمدی، ایرانی، مجد زادهها، مهرابیها، ارجمندها، محمد صنعتی، منوچهر سروشیان، رضا فعال، دکتر محمد روحی، هوشنگ ارجمند، کرباسی، بهارستانی، شفیعی، محمدعلی ثمره طالبی، علیاصغر مظهری، یدالله سلطانی، دکتر محمدناصر و... کار احداث این جنگل منحصربهفرد انجام پذیرفت.
منابع و مآخذ: -
گفتوگو با زندهیاد محمد محمدی پیشکسوت روزنامهنگاری کرمان
– گفتوگو با زندهیاد استاد حمید مظهری (اشک کرمانی)
- گفتوگو با استاد احمد اسداللهی (شعله)
-گفتوگو با استاد محمدعلی گلاب زاده پژوهشگر تاریخ
- کتاب تاریخچه جنگل قائم نوشته محمد محمدی چاپ ۱۳۹۰ انتشارات ولی
- کتاب تاریخچه مهدیه و مسجد صاحبالزمان نوشته سید محمدعلی گلاب زاده ۱۳۹۶ انتشارات مرکز کرمان شناسی
** دکتر بقایی هماکنون به چهرهای ملی مبدل گشته است، در دانشگاه تدریس میکند، حزب دارد و اتفاقاً حزبش یکی از دو حزب پرطرفدار کشور است. وی که بهرسم همهساله در تعطیلات دانشگاه به زادگاه خود مراجعت میکند، در سال ۱۳۴۱ وقتی از فرودگاه که در ۵ کیلومتری شهر به سمت کرمان میآمده با تپههای شنی روبرو میشود که دور آنها را سیمخاردار کشیدهاند و روی آن میلهای نصب نموده اندکه بر روی تختهای نوشته (جنگل مصنوعی)، درحالیکه هیچ درخت و یا بته و حتی خار مغیلانی هم بر روی تپهها کاشته نشده بود. بقایی میگوید «کل تپههای دور شهر و تپهها بین ماهان و کرمان به همین طریق سیمکشی شده بود، پرسوجو کردم گفتند از ابتکارات اداره جنگلکاری است، در شهر هم همهجا با شعارهایی در مورد جنگل بر درودیوار روبرو شدم، درحالیکه خبری از جنگل نبود» بقایی متأثر میشود و میاندیشد اگر بجای اینهمه سیمخاردار و شعار نهالی کاشته شده بود کودکان کرمانی حسرت داشتن جنگل را نمیخوردند. بقایی که حالا چهرهای شناختهشده هست و سالها میتینگهای حزبیاش در میدان مشتاقیه کرمان با استقبال خیل عظیمی از مردم و بازاریان و کسبه شهر روبرو میشود تصمیم میگیرد که این بار خودش وارد گود شده و باهمت مردم اطراف کرمان را جنگلکاری کند. بقایی در میتینگی که در ۱۴ مرداد ۱۳۴۱ در میدان مشتاق برگزار میکند، خواستهاش را با مردم در میان میگذارد، از تجربیاتش میگوید و از پیگیریهایش و از اینکه هیچکدام از مسئولین وقت برای شنهای روان فکری نکردهاند و... بهزودی تعداد بسیاری از مردم کرمان ندای وی را لبیک میگویند از میان مردم حدود ۶۰ نفر از معتمدین و بزرگان و سرمایهداران شهر انتخاب میشوند و بدین ترتیب با انتخاب هیأت امنای جنگل، اولین پایههای احداث جنگل قائم استوار میشود
** بقایی آدم باهوش و آگاهی است، میداند بازیهای سیاست هر بار به سمتی و به نفع جریانی خاص میچرخد و ممکن است سابقه سیاسی او بعدها به جنگل لطمه وارد کند بنابراین در هیچ کجا نامی از خودش مکتوب نمیدارد نه در هیأت مؤسس نه در هیأت امنا و نه در هیأت های اجرایی و... هیأت امنا تشکیل میشود بقایی پیشنهاد میدهد که در ۲۰ کیلومتری کرمان و در نزدیکی باغین چاهی حفر و جنگلکاری شروع شود اما هیأت امنا دامنه کوههای صاحبالزمان را برای اجرای فاز اول جنگل برمیگزیند زمینهای اطراف مسجد به مساحت ۱۴۰ هکتار سنگلاخ بیآبوعلف است و متعلق به اداره کشاورزی، با پیگیری بقایی زمینها با وساطت استاندار به شهرداری واگذار میگردد و شهردار وقت هم زمینها را به هیأت امنا جنگل واگذار مینماید. تصمیم گرفته میشود اولین چاه در شمال شرقی زمینها احداث شود، مرحوم ابوالقاسم خان ابراهیمی (سرکار آقا) دستگاه حفاریاش را رایگان در اختیار هیأت امنا قرار میدهد، مرحوم ارجمند کرمانی (سلطان قالی) ۱۴ هزارتویمان بابت لولهها و ادوات چاه اهدا میکند، پمپ آبی خراب که اسقاطی بوده توسط مرحوم شیخ شعاعی بهرایگان تعمیر میشود و آب در سنگلاخها جاری میشود و زمینها توسط مردم تسطیح میگردد و در ۱۵ اسفندماه روز درختکاری اولین نهالها غرس میشود. میگویند اکثر مردم در کاشت این درختها مشارکت داشتند یکی پول میداده بکی بیل میزده و یکی هم نهالی برای کاشت میآورده. مرحوم حبیبالله زرگر (محمدی) در بخش دیگر زمینها و در نزدیکی مسجد صاحبالزمان چاه دیگری حفر میکند، مرحوم حاج غلامحسین فروزی مسجدی زیبا و باشکوه درگوشهای از جنگل احداث میکند و بدین ترتیب جنگلکاری ادامه مییابد.
** علیرغم سنگاندازیهای ساواک و برخی مسئولین وقت در طی ۱۷ سال صدوبیست هکتار زمین سنگلاخ با بیش از نیم میلیون درخت آباد شده و بزرگترین جنگل مصنوعی جهان را در زمان خود به دنیا معرفی میشود و هیأت امنا، نام جنگل قائم را به برکت نام امام دوازدهم شیعیان برای جنگل برمیگزیند. در اساسنامه جنگل که در ۴۰ ماده و ۳ تبصره به ثبت رسیده است عنوانشده که «پس از اتمام کار در این منطقه، جنگل با کلیه تأسیسات به شهرداری واگذار و موسسه منطقه دیگری را برای ادامه خدمت در نظر خواهد گرفت» و در مادهای دیگر آمده که «موسسه کمیته جنگل قائم به هیچیک از احزاب سیاسی بستگی نداشته و کانون فعالیتهایی از این قبیل نخواهد بود» سالها بعد یعنی در سال ۱۳۴۹ اداره سرجنگلداری کرمان بخشهای دیگر شهر ازجمله بیابانهای منتهی به باغین و جوپار و ... را درختکاری و با ایجاد تاغ زار از پیشروی شنهای روان به سمت شهر جلوگیری نمود.
** و اما نکتهای مهم در مورد دستگیری دکتر بقایی و هیأت امنا جنگل؛ از ۱۴ مرداد سال ۱۳۴۲ یعنی نخستین سالگرد تأسیس جنگل هیأت امنا تصمیم میگیرد تا با برگزاری میهمانی و ضیافت ناهار و دعوت از دولتمردان و هنرمندان و اصحاب جراید و بزرگان شهر کرمان از آنها برای احداث جنگل کمک بگیرد. اولین محل چشمه (آب انجیرو) در زیر طاق علی برای این مهمانی در نظر گرفته میشود و از میهمانان با چایی و خوراک کشک و بادمجان پذیرایی میگردد. این رسم همهساله ادامه مییابد تا سال ۱۳۵۸ که ۱۴ مرداد با ماه مبارک رمضان تقارن پیدا میکند و به همین دلیل درساهای ۵۸ و ۵۹ این ضیافت به آخرین جمعه ماه شعبان انتقال مییابد. در سال ۱۳۵۹ آخرین جمعه ماه شعبان مصادف با ۲۰ تیرماه بوده دعوت نامهها به مردم ارسالشده و حدود هزار نفر در این ضیافت دعوت هستند، اما بنیصدر و اتاق فکر او که با دکتر بقایی دشمنی داشتند بااطلاع از این موضوع، گردهمایی مردم در جنگل را کودتا گزارش میدهند و دکتر مظفر بقایی که سال ۵۸ از دبیر کلی حزب زحمتکشان کنارهگیری نموده به همراه ۸۱ نفر از مشاهیر کرمان دستگیر میشوند، استاد حمید مظهری (اشک کرمانی) که خود جزو دستگیرشدگان آن روز بوده اینگونه تعریف نموده بود که: «جمعی از پاسداران ریختند به محل گردهمایی ناهار کشک و بادمجان، حدود ۵۰۰ نفر جمعیت آمده بود که ورودیهای جنگل را بستند و بعد دکتر بقایی را به همراه ۸۱ نفر دیگر دستگیر کردند» مظهری میگفت «اوضاع آنقدر خراب بود که همه اشهد خود را خوانده بودیم، برخی بازپرسها هم تهدید به مرگ و اعداممان میکردند و هرچه میگفتیم که ما برای خوردن کشک و بادمجان به جنگل رفته بودیم قبول نمیکردند» جنگل مصادره میشود و برخی اموال آن نیز از بین میرود، درنهایت با پیگیری تنی چند از معتمدین کرمان و نامه دکتر بقایی به حضرت امام خمینی، متهمان به قید وثیقه آزاد میشوند، با پیگیری حجتالاسلام فهیم توطئه بنیصدر عیان میشود و سپس حکم دادسرای انقلاب کرمان به ریاست حجتالاسلام فلاح مبنی بر تبرئه دکتر مظفر بقایی و ۸۱ نفر دیگر از دستگیرشدگان صادر گردیده و جنگل به هیأت امنا و سپس شهرداری برگردانده میشود.
** اینکه دکتر بقایی که بوده و در طول دوران زندگی سیاسی خود چه خدمتها و یا خیانتهایی نموده است نه در حوصله خوانندگان این یادداشت است و نه در این مجال کوتاه قابلبررسی هست که برای این مهم باید ۶۰ سال سیاست ورزی وی را موردمطالعه و کنکاش قرارداد؛ اما جنگل قائم هرگز از دل سیاسیکاریهای این بزرگمرد عرصه سیاست کرمان و ایران بیرون نیامده و هرگز پوششی بر فعالیتهای وی نبوده است و طبق اسناد و مدارک موجود و صحبت با بازماندگان هیأت امنا جنگل و یا فرزندان آنها احداث جنگل قائم موضوعی کاملاً مردمی و اجتماعی بوده که به همت دکتر بقایی و برای نجات کرمان از شنهای روان آغازشده و در ادامه با حضور شخصیتهای بزرگی چون محمد ارجمند کرمانی، احمد مهرابی زاده، زندهیاد هرندی، علی میرزایی، ابوالقاسم خان ابراهیمی، هنرمند، مقیمی، فروزی، حبیبالله محمدی، محمد محمدی، ایرانی، مجد زادهها، مهرابیها، ارجمندها، محمد صنعتی، منوچهر سروشیان، رضا فعال، دکتر محمد روحی، هوشنگ ارجمند، کرباسی، بهارستانی، شفیعی، محمدعلی ثمره طالبی، علیاصغر مظهری، یدالله سلطانی، دکتر محمدناصر و... کار احداث این جنگل منحصربهفرد انجام پذیرفت.
منابع و مآخذ: -
گفتوگو با زندهیاد محمد محمدی پیشکسوت روزنامهنگاری کرمان
– گفتوگو با زندهیاد استاد حمید مظهری (اشک کرمانی)
- گفتوگو با استاد احمد اسداللهی (شعله)
-گفتوگو با استاد محمدعلی گلاب زاده پژوهشگر تاریخ
- کتاب تاریخچه جنگل قائم نوشته محمد محمدی چاپ ۱۳۹۰ انتشارات ولی
- کتاب تاریخچه مهدیه و مسجد صاحبالزمان نوشته سید محمدعلی گلاب زاده ۱۳۹۶ انتشارات مرکز کرمان شناسی