
به گزارش پایگاه خبری دل عالم، معین رحیمی مدیر روابط عمومی باشگاه فرهنگی ورزشی مقاومت کرمان و مشاور رسانهای رئیس فدراسیون انجمنهای ورزشهای رزمی در یاداشتی نوشت،
گاهی یک اتفاق بزرگ، پیش از آنکه در قاب دوربینها دیده شود، در سکوت شکل میگیرد؛ جایی که چند نفر تصمیم میگیرند ظرفیتهای موجود را کنار هم بگذارند، مسئولیت بپذیرند و برای آوردن یک فرصت تازه به شهر خود قدم بردارند.
گاهی یک اتفاق بزرگ، پیش از آنکه در قاب دوربینها دیده شود، در سکوت شکل میگیرد؛ جایی که چند نفر تصمیم میگیرند ظرفیتهای موجود را کنار هم بگذارند، مسئولیت بپذیرند و برای آوردن یک فرصت تازه به شهر خود قدم بردارند.
آنچه امروز در کرمان و در آستانه برگزاری مسابقات بزرگ آزاد رینگی کیکبوکسینگ کشور در حال رخ دادن است، بیش از آنکه صرفاً یک برنامه ورزشی باشد، حاصل چنین ارادهای است؛ ارادهای که میخواهد از ظرفیت ورزش برای اعتبار بیشتر نام کرمان استفاده کند.
در این میان، نام دو نفر بیش از دیگران به این مسیر گره خورده است؛ احسان رستگارینژاد و منصور صادقی.
یکی مدیرعامل باشگاه فرهنگی ورزشی مقاومت کرمان و دیگری مدیر امور اداری و رئیس کمیته استعدادیابی فدراسیون انجمنهای ورزشهای رزمی؛ دو چهرهای که هر دو از دل ورزش آمدهاند، سالها در میدان ورزش خاک خوردهاند و امروز در دو جایگاه متفاوت، امکان آن را پیدا کردهاند که بخشی از تجربه و توان خود را برای توسعه ورزش کرمان به کار بگیرند.
برای شناخت جایگاه احسان رستگارینژاد باید به خود باشگاه مقاومت بازگشت. باشگاهی که حدود پانزده سال تعطیل بود و با پیگیری سردار نظری فرمانده سپاه ثارالله استان کرمان مجوز فعالیت دوباره خود را از ستاد کل نیروهای مسلح دریافت کرد. اکنون نزدیک به دو سال از آغاز فعالیت مجدد باشگاه با مدیریت رستگارینژاد میگذرد و کارنامه آن با حضور هفت رشته ورزشی در لیگ برتر نشان میدهد که قرار نبوده این بازگشت صرفاً یک احیای اداری باشد.
باشگاه مقاومت در این مدت تلاش کرده است به یک مجموعه فعال، نتیجهگرا و اثرگذار در ورزش کشور تبدیل شود؛ مسیری که بدون نگاه توسعهای مدیریت باشگاه و تلاش مجموعه آن و البته حمایت فرماندهی سپاه ثارالله استان امکان طی شدن نداشت.
حالا همین مجموعه، یک گام فراتر از تیمداری برداشته و مسئولیت میزبانی یک رویداد ملی را پذیرفته است؛ مسابقاتی که قرار است از یکم تا پنجم شهریورماه در کرمان برگزار شود و با عنوان «جام شهدای ورزشکار و شهدای اقتدار» میزبان جامعه کیکبوکسینگ کشور باشد.
در طرف دیگر این مسیر، منصور صادقی قرار دارد؛ قهرمان کرمانی که امروز در ساختار فدراسیون انجمنهای ورزشهای رزمی، هم مسئولیت اجرایی دارد و هم ریاست کمیتهای را بر عهده گرفته که مستقیماً با آینده ورزشکاران و کشف استعدادها ارتباط دارد.
صادقی از آن دسته مدیرانی است که تجربه ورزش را از بیرون تماشا نکرده؛ از درون آن آمده و همین سابقه میتواند در تصمیمگیریها و ارتباط میان بدنه ورزش و ساختار مدیریتی فدراسیون یک سرمایه محسوب شود.
با حمایت دکتر افشین هادی چگینی رئیس فدراسیون انجمنهای ورزشهای رزمی این ظرفیت در کنار ظرفیت باشگاه مقاومت و مجموعه مدیریتی استان قرار گرفت و مسیر برگزاری مسابقات در کرمان شکل گرفت.
به این ترتیب، یک طرف ماجرا ظرفیت اجرایی و اراده میزبانی در استان بود و طرف دیگر، ساختار ملی رشته که باید برای واگذاری چنین میزبانیای اعتماد میکرد. نقطه اتصال این دو، تلاش همین مجموعهها و پیگیری افرادی بود که میخواستند فرصت در کرمان اتفاق بیفتد.
اهمیت ماجرا اما فقط در گرفتن میزبانی خلاصه نمیشود؛ آنچه اکنون در کرمان اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این فرصت است.
اگر قرار باشد این مسابقات صرفاً پنج روز برگزار شود و پس از آن همهچیز به روال قبل بازگردد، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت اما اگر بتوان از این رویداد برای معرفی توان ورزشی استان، شناسایی استعدادها، تقویت جایگاه کرمان در میان میزبانان رویدادهای ملی و ایجاد نگاه تازه به ظرفیتهای ورزش استان استفاده کرد، آن وقت ارزش واقعی این میزبانی آشکار میشود.
اگر رستگارینژاد و صادقی امروز در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و هرکدام از جایگاه خود برای پیشبرد یک رویداد ملی استفاده میکنند، مسئله اصلی نباید این باشد که نام کدامیک بیشتر شنیده میشود. مسئله باید این باشد که نام کرمان بیشتر دیده شود.
این دو نفر برای مطرح شدن خودشان وارد این میدان نشدهاند؛ هر دو پیش از این نیز در ورزش بودهاند، از ورزش آمدهاند و بخش قابل توجهی از زندگی حرفهای خود را در همین میدان سپری کردهاند؛ آنچه امروز در اختیار دارند، نتیجه سالها تجربه و حضور در ساختار ورزش است و طبیعی است که اگر دغدغهای دارند، بخشی از آن متوجه شهری باشد که خود از آن برخاستهاند.
ورزش استان برای پیشرفت، بیش از هر چیز به همکاری نیاز دارد؛ به اینکه ظرفیتها یکدیگر را خنثی نکنند و مدیران، قهرمانان، باشگاهها، فدراسیونها، نهادهای اجرایی و رسانهها هرکدام سهم خود را در یک هدف بزرگتر ببینند.
این هدف، در نهایت نه اعتبار یک مدیر است و نه موفقیت یک مجموعه؛ اعتلاء نام کرمان است.
این هدف، در نهایت نه اعتبار یک مدیر است و نه موفقیت یک مجموعه؛ اعتلاء نام کرمان است.
کرمانی که عنوان پایتخت مقاومت جهان اسلام را با خود دارد، زادگاه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی است و اکنون میخواهد در حوزه ورزش نیز تصویر شایستهتری از توانمندیهای خود ارائه کند و اینجا رسانه بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند.
رسانه نباید منتظر بماند تا مسابقات شروع شود و بعد با چند خبر، چند تصویر و انتشار نتایج به سراغ رویداد برود.
فضاسازی رسانهای یک رویداد ملی، بخشی از خود رویداد است و از پیش از افتتاحیه آغاز میشود.
مردم کرمان باید بدانند چه اتفاقی قرار است در شهرشان رخ دهد؛ ورزشکاران کشور باید بدانند کرمان چه میزبانیای را تدارک دیده است و رسانههای ملی باید پیش از آغاز رقابتها، تصویر این رویداد را در افکار عمومی بسازند.
این فضاسازی میتواند از معرفی خود مسابقات آغاز شود و به معرفی ظرفیتهای کرمان برسد؛ از چهرههای ورزشی و استعدادهای جوان تا باشگاهها، زیرساختها، جاذبههای فرهنگی و گردشگری و ظرفیت اقتصادی شهری که قرار است برای چند روز میزبان جامعه بزرگی از ورزشکاران و همراهان آنان باشد.
رسانه میتواند کاری کند که مردم، مسابقات را فقط به عنوان چند مبارزه در رینگ نشناسند بلکه بدانند حضور یک رویداد ملی در کرمان چه معنایی دارد، چه ظرفیتی برای ورزش استان ایجاد میکند و چرا کیفیت برگزاری آن میتواند بر تصمیمهای آینده فدراسیونها درباره انتخاب کرمان به عنوان میزبان اثر بگذارد.
اما این نقش، یک روی دیگر هم دارد. رسانه اگر قرار است واقعاً همراه توسعه استان باشد، نباید چشم خود را بر کاستیها ببندد.
هرجا کمبودی وجود دارد، باید آن را دید؛ هرجا خدمتی میتواند بهتر ارائه شود، باید مطالبه کرد و هرجا ضعفی در مسیر اجرا وجود دارد، باید با زبان منصفانه و اصلاحگرانه درباره آن نوشت.
رسانه حرفهای، نه روابطعمومی برگزارکننده است و نه مخالف آن؛ ناظر دلسوزی است که میخواهد نتیجه کار بهتر شود.
از همین رو، رسانههای استان و کشور نباید برای حضور در این میدان منتظر دعوت باشند؛ یک رویداد ملی که به کرمان آمده، خود یک سوژه ملی است و رسانه وظیفه دارد پیش از آغاز آن، زمینه شناخت و توجه عمومی را فراهم کند، در جریان برگزاری آن روایت بسازد و پس از پایان نیز بررسی کند که چه چیزی برای ورزش و اقتصاد و اعتبار استان باقی مانده است.
شاید امروز مهمترین کار این باشد که اجازه ندهیم حاشیه، جای متن را بگیرد.
متن، یک رویداد ملی است؛ متن، تلاش مجموعههایی است که برای آوردن آن به کرمان پای کار آمدهاند؛ متن، فرصت دیده شدن استعدادهای ورزشی استان و کشور است و متن، امکان آن است که کرمان یک گام دیگر در مسیر تبدیل شدن به مقصد رویدادهای بزرگ ورزشی بردارد.
آدمها میآیند و میروند، مسئولیتها تغییر میکنند و نامها در گذر زمان جابهجا میشوند اما اگر یک رویداد بتواند برای شهر خود اعتبار بسازد، آن اعتبار برای همه باقی میماند.
پس در این مقطع، شاید شایستهترین رفتار این باشد که هرکس سهمی در ورزش کرمان دارد، به اندازه توان خود پای کار بیاید؛ آنکه توان مدیریتی دارد، مدیریت کند؛ آنکه سرمایه و زیرساخت دارد، به میدان بیاورد و آنکه قلم و تریبون دارد، روایت درست را به جامعه منتقل کند.
اگر نمیتوانیم در ساختن این اتفاق سهیم باشیم، دستکم اجازه دهیم کسانی که برای ساختنش تلاش کردهاند، کار خود را انجام دهند.
کرمان اکنون در آستانه پنج روز مهم ورزشی است. ارزش این پنج روز را نه فقط با تعداد مبارزات و قهرمانان بلکه با میزان اعتباری باید سنجید که برای آینده استان ایجاد میکند و این شاید مهمترین مطالبه امروز از همه ما باشد: به جای آنکه بپرسیم چه کسی بیشتر دیده خواهد شد، بپرسیم کرمان چگونه بیشتر دیده خواهد شد.
اگر پاسخ این پرسش، همکاری باشد نه رقابتهای فرسایشی؛ واقعبینی باشد نه تخریب و کار جمعی باشد نه سهمخواهی، آنگاه «جام شهدای ورزشکار و شهدای اقتدار» میتواند تنها یک مسابقه در تقویم ورزش کشور نباشد؛ میتواند یکی از همان نقاطی باشد که بعدها وقتی درباره مسیر پرآوازهتر شدن نام کرمان سخن میگوییم، از آن به عنوان یک نقطه عطف یاد کنیم.





