
معین رحیمی در این یاداشت آورده است، گاهی یک رویداد ورزشی با پایان آخرین مسابقه و اعلام نام قهرمان تمام نمیشود. بعضی رویدادها اگر در زمان درست دیده شوند و بهدرستی روایت شوند، میتوانند فراتر از نتیجه یک رقابت، به نشانهای از ظرفیتهای یک شهر و حتی نقطه آغاز یک مسیر تازه برای توسعه تبدیل شوند. مسابقات بزرگ آزاد رینگی کیکبوکسینگ کشور «جام شهدای اقتدار و شهدای ورزشکار» که از اول تا پنجم شهریور به میزبانی کرمان برگزار میشود، از همین جنس است؛ رویدادی که حضور بیش از دو هزار ورزشکار در آن، برگزاری رقابتها در چهار رینگ و استفاده از ظرفیت سالن فجر، تنها بخشی از واقعیت آن را نشان میدهد و اهمیت اصلیاش را باید در پرسشی جستوجو کرد که پس از پایان مسابقات همچنان باقی خواهد ماند: کرمان از این فرصت چه چیزی برای فردای خود خواهد ساخت؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ورزش امروز دیگر صرفاً مجموعهای از مسابقات، مدالها و جدول نتایج نیست؛ ورزش حرفهای در جهان به یکی از ابزارهای مهم هویتسازی شهری، توسعه اجتماعی، رونق اقتصادی، گردشگری و حتی دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. شهرهایی که توانستهاند میزبان رویدادهای بزرگ ورزشی شوند الزاماً تنها به دنبال پر کردن سالنها و برگزاری مسابقه نبودهاند؛ آنها تلاش کردهاند از حضور ورزشکاران، مربیان، خانوادهها، داوران، رسانهها و تماشاگران فرصتی برای معرفی ظرفیتهای خود بسازند. از این منظر، آنچه هفته آینده در کرمان اتفاق می افتد میتواند بسیار بزرگتر از یک رقابت ورزشی دیده شود.
بیش از دو هزار ورزشکار که از نقاط مختلف کشور راهی کرمان می شوند، فقط شرکتکننده یک مسابقه نیستند؛ آنها برای چند روز بخشی از جامعه میهمان این شهر خواهند بود. اقامت، رفتوآمد، استفاده از مراکز خدماتی، حضور در مراکز تجاری و آشنایی با فضای فرهنگی و اجتماعی شهر، مجموعهای از فعالیتها را به همراه دارد که نشان میدهد یک رویداد ورزشی چگونه میتواند بهصورت مستقیم و غیرمستقیم با اقتصاد محلی پیوند بخورد. اگر این ظرفیت بهدرستی مدیریت شود، ورزش میتواند برای گردشگری کرمان نیز نقشآفرین باشد؛ چرا که هر ورزشکار، مربی یا همراه، پس از بازگشت به شهر خود میتواند تصویری از کرمان با خود ببرد و آن تصویر، بخشی از سرمایه اجتماعی و گردشگری آینده این شهر خواهد بود.
اما پیش از آنکه چنین ظرفیتی به نتیجه برسد، باید یک تغییر مهم در نگاه ما اتفاق بیفتد؛ اینکه «میزبانی» را پایان کار ندانیم. کرمان اگر قرار باشد در نقشه ورزش ایران جایگاهی متمایز پیدا کند، نباید صرفاً به این قانع باشد که یک مسابقه ملی را با موفقیت برگزار کرده است. هدف باید بزرگتر باشد: تبدیل شدن به شهری که فدراسیونها و برگزارکنندگان رویدادهای بزرگ، آن را بهعنوان یکی از گزینههای جدی میزبانی بشناسند. این همان فاصلهای است که میان یک «میزبان» و یک «قطب میزبانی» وجود دارد.
قطب میزبانی شدن البته با یک رویداد اتفاق نمیافتد. این جایگاه زمانی شکل میگیرد که تجربههای مختلف در کنار هم قرار گیرند و هر میزبانی، دانش و تجربهای برای میزبانی بعدی ایجاد کند. کرمان در فاصلهای کوتاه از تجربه میزبانی رقابتهای مهم کشتی جام جهانپهلوان تختی، اکنون میزبان یک رویداد بزرگ در رشتههای رزمی است. اهمیت این توالی فقط در تعداد مسابقات برگزارشده نیست؛ ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که تجربههای مدیریتی، اجرایی، رسانهای، پشتیبانی، اسکان، حملونقل، خدمات و تعامل میان مجموعههای مختلف ثبت و برای رویدادهای آینده به کار گرفته شود. استانی که از هر میزبانی تجربه جمع میکند، به تدریج صاحب سرمایهای میشود که شاید از بسیاری از زیرساختهای فیزیکی ارزشمندتر باشد: «دانش میزبانی».
از همین زاویه، مسابقات آزاد کیکبوکسینگ کشور به میزبانی کرمان را باید بخشی از یک مسیر دید، نه یک نقطه منفرد. مسیری که میتواند ورزش قهرمانی را به توسعه زیرساخت، توسعه زیرساخت را به میزبانی، میزبانی را به گردشگری و اقتصاد محلی و همه اینها را به ارتقاء تصویر ملی استان پیوند دهد. چنین نگاهی البته به معنای بزرگنمایی یک مسابقه نیست؛ برعکس، به معنای دیدن ظرفیتهای واقعی یک رویداد و تلاش برای تبدیل آن ظرفیتها به دستاوردهای ماندگار است.
در این میان، ورزش قهرمانی نیز سهم مهم خود را دارد. پشت نام هر کدام از این دو هزار ورزشکار، سالها تمرین، تلاش مربیان، حمایت خانوادهها، شکست و دوباره برخاستن و رؤیای رسیدن به قله وجود دارد بنابراین این مسابقات فقط صحنه رقابت برای دریافت جایزه نقدی ۱۰۰ میلیون ریالی، کمربند طلایی و حکم قهرمانی نیست؛ میتواند عرصهای برای شناسایی استعدادهایی باشد که شاید از این منظر، «جام شهدای اقتدار و شهدای ورزشکار» را میتوان یک آزمون دانست؛ آزمونی برای اینکه آیا میتوان یک رویداد بزرگ ورزشی را به فرصتی بزرگتر تبدیل کرد یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، مسیر روشن است: رویداد باید حرفهای برگزار شود، استعدادها باید دیده شوند، تجربهها باید ثبت شوند، رسانه باید روایت کند، گردشگری باید فعال شود، ظرفیت اقتصادی باید مورد توجه قرار گیرد و همکاری میان مجموعههای مختلف باید استمرار پیدا کند.
در نهایت، ارزش یک مسابقه فقط در این نیست که چه کسی قهرمان میشود. گاهی قهرمان واقعی یک رویداد، شهری است که میتواند از فرصت میزبانی برای ساختن آینده خود استفاده کند.
کرمان امروز چنین فرصتی در اختیار دارد؛ فرصتی که از یک رینگ آغاز شده اما میتواند به افقی بسیار دورتر برسد.
اگر این مسابقات فقط برگزار شوند، یک رویداد ورزشی خواهند بود اما اگر از آن تجربه ساخته شود، روایت شکل بگیرد، استعدادها کشف شوند، ظرفیتهای شهر معرفی شوند و مسیر میزبانیهای بزرگتر ادامه پیدا کند، آنگاه این جام میتواند نقطهای در مسیر تبدیل شدن کرمان به یکی از مقصدهای مهم ورزش ایران باشد و شاید معنای واقعی «کرمان بر فراز» نیز همین باشد؛ اینکه یک استان نه با شعار بلکه با کیفیت عملکرد خود دیده شود و آنچه امروز در رینگهای کرمان آغاز میشود، فردا در جایگاه ورزش، فرهنگ، اقتصاد و گردشگری استان به ثمر بنشیند
در آینده پیراهن تیم ملی را بر تن کنند. معرفی نفرات برتر برای ارزیابی و قرار گرفتن در مسیر تیمهای ملی، از همین منظر اهمیت دارد و میتواند میان یک رقابت آزاد و آینده ورزش قهرمانی کشور پیوند ایجاد کند.
در آینده پیراهن تیم ملی را بر تن کنند. معرفی نفرات برتر برای ارزیابی و قرار گرفتن در مسیر تیمهای ملی، از همین منظر اهمیت دارد و میتواند میان یک رقابت آزاد و آینده ورزش قهرمانی کشور پیوند ایجاد کند.
اما اگر قرار است این استعدادها دیده شوند و اگر قرار است یک رویداد ملی به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شود، یک ضلع مهم دیگر باید در کنار ورزش قرار گیرد: رسانه.
رسانه نباید تنها در پایان مسابقات به سراغ نتیجه برود و نام قهرمانان را منتشر کند. این سادهترین شکل پوشش یک رویداد است. رسانه حرفهای باید پیش از اعلام نتایج، خودِ رویداد را برای مخاطب معنا کند؛ باید بداند چه کسانی به این رقابت آمدهاند، چه داستانهایی پشت این حضور وجود دارد، چه استعدادهایی در رینگ مبارزه میکنند و این مسابقات چه نسبتی با آینده ورزش کشور دارد. مخاطب امروز فقط به دنبال دانستن نام برنده نیست؛ میخواهد بداند چرا باید این رویداد برای او اهمیت داشته باشد.
اگر رسانه بتواند این سؤال را پاسخ دهد، مسابقات دیگر یک خبر چندروزه نخواهد بود بلکه به یک روایت تبدیل میشود؛ روایتی از تلاش، قهرمانی، استعداد، مدیریت، میزبانی و شهری که میخواهد از یک رویداد ورزشی برای معرفی خود استفاده کند. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که یک مسابقه ورزشی میتواند وارد حافظه رسانهای کشور شود.
از سوی دیگر، نام «جام شهدای اقتدار و شهدای ورزشکار» در کرمان نیز نمیتواند صرفاً یک عنوان تشریفاتی تلقی شود. کرمان با هویت مقاومت و با نام و مکتب سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی جایگاهی ویژه در حافظه فرهنگی و اجتماعی ایران دارد. برگزاری رویدادی با چنین عنوانی در این شهر، ظرفیت آن را ایجاد میکند که میان ورزش قهرمانی و ارزشهایی مانند اراده، انضباط، مسئولیتپذیری، فداکاری و ایستادگی پیوندی فرهنگی برقرار شود البته بدون آنکه دو حوزه ورزش و شهادت با یکدیگر یکسان انگاشته شوند.
در چنین شرایطی، شعار «کرمان بر فراز» نیز میتواند از سطح یک عبارت تبلیغاتی فراتر برود و به یک نگاه توسعهای تبدیل شود. بر فراز بودن صرفاً به معنای قرار گرفتن نام کرمان در صدر اخبار نیست؛ بر فراز بودن زمانی معنا پیدا میکند که کیفیت عملکرد استان، خود به دلیل دیده شدن آن تبدیل شود. استانی که بتواند رویدادهای ملی را با کیفیت برگزار کند، از تجربه آنها برای آینده استفاده کند، استعدادهای ورزشی را پرورش دهد، ظرفیتهای گردشگری خود را معرفی کند و میان مجموعههای مختلف برای تحقق یک هدف مشترک همافزایی ایجاد کند، در حال ساختن جایگاهی پایدار برای خود است.
در این مسیر، نقش همکاری میان فدراسیون انجمنهای ورزشهای رزمی، باشگاه فرهنگی ورزشی مقاومت کرمان، هیأت انجمنهای ورزشهای رزمی استان کرمان، مجموعه مدیریتی استان و سایر مجموعههای مرتبط نیز اهمیت دارد. برگزاری رویدادی در این مقیاس حاصل عملکرد یک مجموعه واحد نیست؛ نتیجه کنار هم قرار گرفتن ظرفیتهایی است که هرکدام بخشی از مسئولیت را بر عهده میگیرند. ارزش این همکاری نیز زمانی بیشتر آشکار میشود که از سطح یک رویداد فراتر رود و به الگویی برای همکاریهای آینده تبدیل شود.
همزمانی این رویداد با هفته دولت نیز از همین منظر قابل تأمل است. اگر هفته دولت را فرصتی برای دیدن نتیجه همکاری مجموعههای مختلف بدانیم، برگزاری یک رویداد ملی با حضور هزاران ورزشکار میتواند نمونهای از همان همافزایی باشد؛ اتفاقی که نشان میدهد وقتی ظرفیتهای ورزشی، مدیریتی و اجرایی در کنار یکدیگر قرار میگیرند، یک استان میتواند میزبان رویدادی در مقیاس ملی باشد.
با این همه، شاید مهمترین کار، از روز بعد از پایان مسابقات آغاز شود. آن روز باید پرسید از این رویداد چه چیزی برای کرمان باقی مانده است؟ آیا فقط نام قهرمانان و چند تصویر و خبر در آرشیو رسانهها باقی خواهد ماند، یا تجربهای شکل گرفته که در میزبانی بعدی مورد استفاده قرار گیرد؟ آیا استعدادهایی که در این مسابقات دیده شدهاند، مسیر خود را به سوی ورزش قهرمانی ادامه خواهند داد؟ آیا هزاران میهمان ورزشی، کرمان را با خاطرهای ماندگار ترک خواهند کرد؟ آیا ظرفیت گردشگری و اقتصادی شهر در کنار مسابقات به آنان معرفی شده است؟ و آیا رسانه توانسته است فراتر از انتشار نتایج، تصویری واقعی از ظرفیتهای کرمان به مخاطبان کشور ارائه دهد؟
این پرسشها در واقع هدف اصلی نگاه تحلیلی به این رویداد را روشن میکند. قرار نیست از یک مسابقه ورزشی، تصویری فراتر از واقعیت ساخته شود؛ قرار است واقعیتی که در دل آن وجود دارد، دیده شود. واقعیت این است که کرمان امروز در موقعیتی قرار گرفته که میتواند از تجربه میزبانیهای ورزشی خود برای ساختن یک جایگاه پایدار استفاده کند؛ جایگاهی که در آن ورزش فقط یک برنامه تقویمی نباشد بلکه به یکی از ابزارهای معرفی، توسعه و اعتبار استان تبدیل شود.





